• تصویر کمال الملک
  • تصویر کمال الملک
  • تصویر کمال الملک
  • متن بزرگتر
  • متن کوچکتر

۲۲ ربیع الثانی ۱۳۵۳ ق

هو

۲۲ ربیع الثانی ۱۳۵۳ ق
از حسین آباد به مشهد

هزار مرتبه قربان و تصدقت گردم

به شرف زیارت دستخط مبارک نایل، و از مژده سلامتی مزاج شریف بی نهایت مسرور و خشنود گردیدم. فدوی هم به رحمت بندگان حضرت اجل عالی، مزاجاً بد نیستم لکن به واسطه رفتار بعضی ها ـ چه از طرف تهران و چه از همین نواحـــی ـ روحاً خیلی کسل و ترک مراوده و معاشرت را با همه کس کرده ام تقریباً.
از ابتدا هم پناه آوردن به این گوشه بیابان هم به واسطه میل دوری از این مردم بود. در هر صورت خواه از کمی عقل خودم و خواه از رفتار دیگران. هرچه فکر کردم دیدم چندان مشابهت و موافقت اخلاقی در میانه نیست؛ و به عقیده فدوی دچارشدن با یک دزد قطاع الطریق راه زنی در بیابان، آنقدر خطذناک نیست که معاشرت و آمیزش با اشخاصی از قبیـــــل خواجه نوری زیرا دزد قطاع الطریق تنها به کیف بغلی و لباس شخص ار دارد و این اشخاص به همه چیز:

مار زهر ار می زند بر جان زند
یار بد بر جان و بر ایمان زنــــد

باری پس از نود سال عمر و آمیزش با تمام طبقات چه اعلا چه ادنا و شناسایی از روی تجربه و دقت وجدان، امروز فقط یک عده کمی دوست برای فدوی باقی مانده، و بندگان حضرت اجل عالی یکی از بهترین این عده هستید؛ و امیدوارم که  همیشــه این دوستی و آقایی بندگان حضرت اجل و عبودیت بنده ثابت و برقرار خواهد بود.
زیاده تصدیع نمی دهم و قربانت می روم.

بنده ارادتمند
محمد غفاری